شب و ستاره
برگرفته شده از بلاگ امید....رز سفید http://whitrose.blogsky.com/ خیلی حالم بده..اعصابم به شدت خورده...با دستای خودم یه موجود بی گناهو کشتم..خفه کردم...وقتی داشتم جون دادنشو میدیم به هیچی فکر نمی کردم...فقط دلم می خواست از شرش راحت بشم... مارمولک بیچاره هرچی دست و پا میزد که بتونه بیاد بیرون من به جای کمک سرشو بیشتر زیر آب می کردم و مرگشو شاهد بودم...جلوی چشمام جون داد..رفت زیر آب...غرق شد بدجوری گریم گرفته.. با سنگ میزدم تو سر موشه و جابه جا میمرد..یه بارم یه موشو نفت ریختم رو سرشو آتیشش زدم... ولی هیچ کدوم به اندازه این مارمولک ناراحتم نکرده.. خیلی پلید و رذل شدم...یعنی بودم بدتر شدم..آخه این مارمولک آزاری نداشت...یعنی داشت..کم داشت خدایا منو ببخش...بدجوری عذاب وجدان گرفتم... پ ن: فکر نکنید حالا مادر فولاد زرهمااا نه... هروقت خواب بد بخوام ببینم خواب یه خروس میبینم که می پره رو شونمو نوکم میزنم ولی خوب از عجایب روزگاره که از سوسک و موش و مارمولک نمی ترسم!! پس از مدتها ،چیزی پس از حدود سه سال رفتم پروفایل کلوبم!چشمتون روز بد نبینه صندوق پیام پر از پیام نخونده بود و لیست دوستان پر از آدمای تایید نشده بود یک ساعتی طول کشید تا همه 150تاشونو اکسپت کردم و پیاما رو دونه دونه با حوصله خوندم!! جاتون خالی یه لحظه احساس کردم اینجا 118 است !! خداروشکر سرعتم پایین بود و صفحه گفتگوم دیر باز میشد ،ولی با این حال داشت حات تهوع بهم دست میداد... از اونجا بود که رفتم رو مخ بابامو گفتم باید برام 912 جور کنی اونم 151!!!!!حالم از اعتباری دیگه داشت بهم می خورد!! خیلیهاشونم که به اصطلاح بیکارتر بودن و میرفتن رو مخم!!!پسره یه جوری باهام می حرفید که انگار 2سال نامزدش بودم و الانم شب عروسیمونه!!!!!!!!!!!!!!!!!! موندم روی این پسرا رو با چه مایعی شستو شو دادن که هرچی مسخرشون میکینی و متلک میگی اصلا بهشون بر نمی خوره!!!!! بعضیاشونم که به اصطلاح از دوستی فلسفه خاصی رو دنبال میکردن ...،بازم مثه قبلیا بودن!همشون دنبال یک موضوع بودن و یک چیز خاص مدنظرشون بود!با کلاس و بی کلاس!بچه پایین شهر و بالا شهر!!!فرمانیه یا بلوار امین یا همین نیروگاه خودمون! هیچ تفاوتی نداشتن...تفاوتها تو نوع مخ زدنشون بود یکی با موتور گازی و اون یکی با سانتافش...همه یه چیزو می خواستن... یک آن از هرچی مرد بود متنفر شدم...از همشون بدم اومد..از خودم بدم اومد..از انسان بودنم بیزار شدم.. ولی یه کم که رو اعصابم مسلط شدم دیدم نه...میون این همه هستن کسایی که می تونن خودشونو کنترل کنن و بین خودشونو حیوان تفاوتی قائل میشن ولی هیچ کدوم از اینها اونقدر ناراحتم نکرد...چیزی که ناراحت کننده بود حرص و طمعی بود که از یک مرد متاهل دیدم..خیانتی که می خواست به زن و فرزندش بکنه..فکر نکنید این آدم متاهلو تو کلوب دیدم یا نت...نه...متاسفانه جایی این آدم رو دیدم و شناختم که گفتنش ...فقط دردسره و آبروریزی واسه اون شخص... این جا که به اصطلاح یک جامعه مجازی بود و انتظار این موارد میرفت..ولی این جامعه ی مجازی سمبلی از جامعه ی واقعیمون بود متاسفانه!! جو ایران به هر لحاظی نگران کنندس...خیلی حرفها هست که باید زده بشه ولی من بخاطر شرایط خاصم نمی تونم عنوانشون کنم..ولی جوونای ما دارن با کارهای اشتباهشون تباه میشن...میگن جلوی ضررو بگیری منفعته..ولی این یک موضوع داره به بدنه مملکت آسیب میزنه..به خود آدما داره ضرر میرسونه...دلیل این همه خیانت و پستی یک کلمه و یک حرف نیست..... مریم /فروردین 91/ ولی گاهی اوقات این تولد از زهر مارم واسه آدم بدتره!!!! بعضی وقتا آدم از کسایی توقع داره که بهش تبریک بگن...وقتی نمیگن آدم میره تو خودش خوب آدم ناراحت میشه عشقش بش تبریک نگه دیگهههههههه اونم اگه طرف خیلیم احساساتی باشه و وابسته... هیییییییییییییییییییییی ولی وقتی من عاشق نیستم و عشقی ندارم که بهم بتبریکه این روز مقدسو؟خوب زهر مار واسه چی؟شیرینیه آها آهاآها آهاآها آهاآها آها لیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلی ماشاللاه چشم نخورم ایشالاه عروس چقد قشنگه ایشالاه مبارکش باد دوماد خوش آب و رنگه ایشالاه مبارکم باد تولد تولد تولدم مبارک هوررررراااااااااااااااااااااااااااااااا عزیزان قر تو کمراتونه معذب نباشید مجلس خودمونیه خانوما فقط چادرشون یادشون نره که مراسم مختلطه نمیدونم چرا هر سال از یک سبک و یک خواننده خوشم میاد!! دوم دبیرستان که بودم عاشق معین بودم...یک مجموعه کامل از معین با دستهای خودم پیدا کردم ..چند تا از آهنگاشو که مطمئنم خیلیها نشنیده باشن...کامپیوتر دیزلیم پر از معین بود ولی یک دفعه از سبک ترانه های فارسی رو آوردم به سبک متال......دیونه ی متال و شیطان پرستی بودم فکر کن وقتی می خواستم آروم بشم با صدای بلند آهنگای راک سیستم آف داون رو گوش می دادم!!!دیوانه وار از رفتارهای متالیستها تقلید می کردم و همه ازم وحشت داشتن..(منظورم خواهر و برادرمن) بعد نمی دونم چیشد یک دفعه عاشق انریکه شدم!!!اینقدر دوسش داشتم که می خواستم برم زبان اسپانیایی یاد بگیرم!! عاشق اسپانیا و نیوکمپ شدم...آرزوی اسپانیا و مردمشو داشتم... به مرور از جنیفر لوپزم خوشم اومد ...همه ترانه هاشو بدست آوردم...همه کلیپا و کنسرتاشو..... بعدشم رفتم سراغ گاگا لیدی و بعدشم ایننا.......تا اینجا اتفاق عجیبی نیفتاده!!! عجیب اینجاست که نمی دونم چرا جدیدا عاشق حسن شماعی زاده شدم؟؟؟؟؟؟!!!!!!! این یکی از شعراش که یادش بخیر بچگیام، بابام همیشه واسه من می خوندش! یه دختر دارم شاه نداره صورتی داره ماه نداره از خوشگلی تا نداره به کس کسونش نمیدم به همه کسونش نمیدم به راه دورش نمیدم به حرف زورش نمیدم به کسی میدم که کس باشه پیرهن تنش اطلس باشه شاه میاد با لشگرش شاهزاده ها دور و برش واسه پسر کوچیکترش آیا بدم؟؟آیا ندم؟؟ آیا بدم ؟آیا ندم؟ به کسی میدم که تک باشه ملک باشه و ملک باشه دختر من رفیق من همنفس شفیق من نگین انگشتر من عقیق من عقیق من دختر من یار بابا شمع شب تار بابا تو این گلستون جهان نوگل بی خار بابا ........................... سلام!نظرات جالبی رو خوندم از دوستان که باعث شد مصمم بشم یک پست دیگه بزنم... دوستانی بودند که نسبت به من لطف داشتند و ازم تعریف کردند که سر وقتش ازشون تشکر کردم و می کنم ...ولی دوستانی که خواستند ازم ایراد بگیرند نه اینکه نقد کنند: جالب بود برام که گاهی به جای ایراد گرفتن مطالبم رو به سخره می گرفتند...و گاهی خودم رو!! یکی گفت خانوادت زیادی محدودت کردن که تو این چیزا رونوشتی و یکی دیگه گفت ضد انقلابی...شنیدم که دوست دیگری گفت تو نه نقادی و نه نقد پذیر...!فقط نظراتتو تحمیل می کنی... ولی من نقدی ندیدم که بخوام قبولش کنم...هرکسی نظر خودش رو باید داشته باشه که من دارم و تا اینجا برای نظرات دوستان احترام خاصی قائل بودم و هستم...ولی لطفا به جای ایرادگرفتن و توهین کردن سعی کنید فقط نظرات خودونو بگید...و سعی کنید به نظرات بقیه هم احترام بذارید... من هرچی نوشتم ازجامعه و مشکلات قابل لمس کشورم بود...مشکلاتی که من جوون اونارو احساس کردم خانواده من فیلترینگی برای من نذاشتند در صورتی که کشورم بدون در نظر گرفتن من ،بدون اینکه احترامی برای من قائل بشه ..بدون اینکه فکر کنه من هم نیاز دارم تا خوب و بد رو خودم تشخیص بدم همه سایت های سیاسی مخالف دولت رو فیلتر کرد...سایتهایی که با نظر خودش اسمش رو گذاشت ضد انقلاب و به من فرصت نداد تا خودم حق رو از باطل تشخیص بدم من نه ضد انقلابم و نه توی هیچ تظاهراتی شرکت کردم...طرفدار هیچ فرقه ای هم نیستم الا فرقه ایران دوستی و مردم سالاری..البته به معنای واقعیش نه از نوع شعاری... اگر آدم یه کم خوب فکر کنه متوجه میشه که در حدی نیست که بخواد برای درک و فهم یک نفر دیگه تصمیم بگیره و درک و فهم اونا رو تشخیص بده .. حتی واسه بدترین کارها یی که یک جوونو به انحراف می کشونه.. که البته فقط از نظر تو و امثال تو انحرافه از نظر من واقعیتهای انکار نشدنی ما آدماس...اما افسوس ...نه تنها تو دوست عزیز بلکه سایر دوستان هم چون همیشه یک سری حرفهای تکراری رو قبول کردند دیگه نمی تونند حرفه دیگه ای رو بپذیرند...من نمی دونم با چه زبونی منطق و فکرمو برات توضیح بدم ...ولی فقط می تونم برات مثال بزنم که محدودیت های مسخره ایران باعث شده تا خیلی از هنرمندان محبوب و مشهور ایران زمین این سرزمین رو ترک کنند..اما نه تنها محدودیت بلکه گاهی به دلیل مخالفت با این عزیزان تا حدی پیش رفتن که چهره اونا رو هم خواستن تخریب کنن نمی دونم چرا محمد رضا شجریان،که تمام ایران تو ماه رمضان به عشق صدا قشنگ ایشون تلویزیون رو روشن می کردن تا ربنای زیبای این خواننده سنتی رو بشنون ،باید از ایران بره نمی دونم چرا اصغر فرهادی که جایزه جدایی نادر از سیمین رو گرفت به جای اینکه افتخار کشورش باشه الان جزء ترد شده هاست... نفهمیدم چرا خواستند با آبروی علی کریمی بهترین و با سابقه ترین بازیکن حال حاضر ملی ایران بازی کنند واقعا نفهمیدم چرا من جوون که به راحتی انواع ترانه های لیلا فروهرو بدست می آرم نباید خود این هنرمند رو از نزدیک ببینم چرا این افراد نباید توی مملکت خودشون برای طرفداراشون برنامه تهیه کنند و هیچ وقت نتونستم بفهمم چرا ... به ارغوان رضایی ،تنیسور ایرانی الاصل که تابع فرانسه است و برای تیم ملی فرانسه بازی می کنه افتخار می کنیم ولی این زن و امثال این زن توی کشور خودشون نمی تونن به چنین رتبه هایی به خاطر داشتن حجاب اجباری دست پیدا کنند...در صورتی که ارغوان بدون حجاب برای تیم فرانسوی بازی می کنه....!!! هرچند که می دونم با منطق خودت یه جواب بی ربط به سوالام میدی ولی ....موفق باشی ما ایرانیها اقوام زیادی داریم..ترک..کرد ..لر..بلوچ ترکمن ......جالبه که هیچ وقت دنبال این نیستیم که اطلاعاتی از اقوام کشورمون داشته باشیم!و جالبتر از اون اصلا حتی حاضر نیستیم که این اقوامو به رسمیت بشناسیم و باهاشون نسبت فامیلی داشته باشیم!! ترکها لرها رو مسخره می کنن و لرها ترکها رو!!و این وسط ما فارسها واسه هردوشون جوک می سازیم!! بعضی وقتها تعجب می کنم که چطور یک مرد آرژانتینی همسرش ایتالیاییه و خودش تو ایرانه و یه دخترش ایتالیا و یه دختر دیگش مثلا آمریکا!! منظورم ولاسکو سرمربی والیبالمونه که خودش توی ایرانه!! اما نمیدونم چرا ما ایرانیها اینقدر روابطمون محدوده ...البته که مهمترینش به سران کشورمون برمیگرده که همه ی کشورهای غربی رو دشمن ایران می دونن!!ولی نمی تونم بفهمم که چرا به ندرت پیش میاد که یک خانواده تو شمال کشور با یک خانواده توی جنوب کشور ارتباط دوستانه داشته باشه! ما ایرانیها نه تنها روابط خارجی نداریم حتی با خودمونم به اون صورت که باید ارتباط نداریم!! به نظرم توی ایران نژاد پرستی بیشتر از کشور ایتالیا و انگلیس باشه!!اونا اگه نژادی رو قبول ندارند فقط نژاد سیاهپوستاس! ولی ما علاوه بر نژاد کشورهای دیگه نژاد خودمون رو هم قبول نداریم! به نظرم ریشه همه این مشکلات برمیگرده به مذهب و فرهنگ غلطمون وقتی یک دختر با یک پسر از دبستان حق ارتباط با هم رو ندارند...این دو نفر وقتی بزرگتر میشن توی برقرار کردن ارتباط توی محیط های عادی دچار اشکال میشن...یاد کاریکاتور جالبی افتادم که وقتی یه دختر بچه وارد یه کلاس پسرونه میشه همه پسرا فکر میکنن طرف آدم فضاییه!! وقتی توی کشور ماساده ترین ارتباط برقرار نمیشه!...نمیشه توقع یک کشور متمدن و با فرهنگ رو داشت..نمیشه انتظار داشت که یک ترک با یک لر ،و یک فارس با یک بلوچ رفت و امد داشته باشه پس انتظار بیجاییه که بتونیم با یک کشور دیگه رفت و آمد و ارتباط داشته باشیم!! مریم/8اسفند90
زبان عربی غذا به "پس آب شتر" گفته میشود.
اعراب به ما آموختند که برای شمارش جمعیّتمان کلمۀ "نفر" را استفاده کنیم
و حال آنکه در زبان عربی حیوان را با این کلمه میشمارند و انسان را با
... کلمۀ "تن" میشمارند؟ شما ۵ تن آل عبا و ۷۲ تن صحرای کربلا را بخوبی
میشناسید.
اعراب به ما آموختند که "صدای سگ" را "پارس" بگوئیم و حال آنکه این کلمه
نام کشور عزیزمان میباشد؟
اعراب به ما آموختند که "شاهنامه آخرش خوش است" و حال آنکه فردوسی در
انتهای شاهنامه از شکست ایرانیان سخن میگوید.
آیا بیشتر از این میشود به یک ملّت اهانت کرد و همین ملّت هنوز نمیفهمد
که به کسانی احترام میگذارد که به او نهایت حقارت را روا داشته اند و
هنوز با استفادۀ همین کلمات به ریشش می خندد.
آیا در کتاب سفینه البهار نمیخوانیم که بالاترین ایرانی از پست ترین عرب
پست تر است؟!!!!
حد اقلّ بیائید با یک انقلاب فرهنگی این کلمات و این افکار (حقارت پذیری)
را کنار بگذاریم.
بجای "غذا" بگوئیم "خوراک"
بجای "نفر" بگوئیم "تعداد" و یا "تن"(هرچند عربیست)
بجای "پارس سگ" بگوئیم "واق زدن سگ"
بجای " شاهنامه آخرش خوش است " بگوئیم "جوجه را آخر پائیز میشمارند"و.....
![]()
![]()
من یه آدم سنگدل و قاتلم...
به هیچ حیوونی تو عمرم رحم نکردم ...
وقتی بچه بودم با نامردی تمام موشها و سوسکهای خونه ی مادربزرگمو می کشتم..آب جوش میریختم رو سر سوسکه.. بیچاره جزغاله میشد و میمرد![]()
![]()
چشماش پر از التماس بود..ولی من به چشماش کاری نداشتم...هلش دادم توی آب..هرچی دست و پا زد تا خودشو نجات بده ...من کینه ای تر از قبل توی آب فشارش میدادم..................![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
از خیلی از موجودات دیگه می ترسم و از دو متریشون رد نمی شم..مثلا شدیدا از پرنده ها و کلا جاندارای نوک دار می ترسم![]()
![]()
![]()
تا حالا این همه شماره یک جا ندیده بودم!!!!!!![]()
![]()
هر پسری پی ام میداد سلام نکرده شمارشو میذاشت و خدافظی می کرد!!!انگار 100نفرو تو لیست گذاشته و مجبوره یکی یکی به همشون شماره اعتباریه ضایشو بده!!!! ایرانسل زرد!.![]()
![]()
![]()
تازه طرف ذوقم کرده بود میگفت چه شیرین زبونی عسلممممممممممممممممممم!!!!!!!!!!!!!![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نقل و نباته
اصلا نوشابس!!!!!!!بزن اون دست قشنگتو به افتخار ورودم به این دنیاااااااااا دست دست![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
برچسبها: اجتماعی, فرهنگی, ورزشی
برچسبها: فرهنگ ایرانی
| Design By : Pars Skin |


