
جز اینکه خاکستر شوم راهی ندارم
حالا نمیایی نیا چون بی تو عـمریست
این لحظه های لعنتــی را می شمــارم
بــــاور نمیـکردم فریبـــم داده باشـــی
مثل سرابی پا به راهت می گذارم
من غوطه ور بودم میان موجهایت
دیگر به فکر زندگی در ابشارم
حالا که بعد از ابشارت زنده هستم
خود را به دریای وجودت می سپارم

به قلم: مریم در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386 و ساعت
15:49 | 

توی این نامه اخر واسه من نوشته بودی