سلام و صد سلام هههه
خوشم اومده از نوشتن واسه همین می خوام با ایزتون از ذهن خوشمل خودم براتون پست بزنم!! 
چیه مگه ایرادی داره
وبلاگ خودمه دوست دارم از خودم توش بنویسم!!! 
حالا دور از شوخی و این حاشیه بافیها می خوام بگم که آقا جون بنده متحول شدم!!آره داداش من آره آبجی متحول !! 
جدیدا زبونم شدیدا دراز شده!!هرکسی جلوم باشه ضایش می کنم!!
حال کوچیک و بزرگ رو می گیرم !!
نیدونم چرا دست خودم نیست دیگه دل تو دلم نیست آره دوسش دارم!!!بار اولم نیس!! 
وای عجب روزگار مذخرفی بود اون زمونی که احساساتی می شدیما!!
الان دارم طمع شیرین ضدحال رو می چشم!!
وای چه حالی میده یکی رو بذاری سر کارررررر،اسکلش کنی یه کم بهش بخندی!
خدایی اگه امتحان نکردید پیشنهاد میدم امتحان کنید!!
ولی حالا داشتم می گفتم که خیلی متحول شدم 180 درجه گردیده شدم!!بگووووووو چرا حالاااااااااااا
جدیدا یه سری پسر اسکل واسه ما دخمرا شاخ شدن!!خیال میکنن ما حالیمون نیس چه غلتی می کنن!!حرفاشون چیه راسه دروغه!! 
والا عرضم به حضورتون ما یه دبیرستانی داریم به اسم ریحانه النبی دیبرستان دخترانه است که من و دوستام توش درس می خونیم!!یه چند متر اون طرف ترشم یه دبیرستان پسرونه است که هرچی هیکل گنده وبدقواره است توش ریخته!!(سادات) 
حالا خداروشکر یه سریهاشون امسال طویله (دانشگاه) قبول شدن رفتن و تعداد گوسفندای این مدرسه به حداقل خودش رسیده!!
ولی جدا باید مسولان یه فکری به حال ما دخترا بکنن که هنوز از مدرسه بیرون نیومده باید با این گاو و گوسفندها سروکله بزنیم!! 
حالا اینکه تو کوچه خیابون دست از سر ما بر نمیدارین به کنارررررر
بابا لا اقل بذارید توی اینترنت از دست بوی گندتون راحت باشیم دههههههه!!
جدا حالم از هرچی پسره داره بهم می خوره ه ه ه ه !!وجدانی یکی به اینا نیس بگه شما رو چه به دختر بازی ؟
حالا من بیام اینجا بخوام اینا رو ادب کنم مگه حرف تو کل این گوسفندان محترم میره؟؟
پ ن:قصدم بی احترامی به پسرا نیست مقصودم فقط یکسریهاشونه که خودشون میدونن سوء تفاهم نشه!!البته ناراحتم شدید زیاد مهم نیس!دیگه دست خودم نیس!

به قلم: مریم در سه شنبه ششم فروردین 1387 و ساعت
11:16 | 