تبليغاتX

تنها ستاره ی خیالی من تو را در کدامین شب بجویم وقتی که هر شب بی تو بودن را به وسعت گریه در می یابم....

شب و ستاره - من برگشتم!!

سلام به روفقاي گل و دوست داشتني/.

 

بالاخره بعد از دو ماه و اندي من دوباره برگشتم ، مي دونم که دلتون برام يه ذره

 

شده، ميدونم طاقت دوريمو نداريد بابا.... نمي خواد اينقدر ابراز علاقه کنيد!! از

 

کامنتهاتو واقعا معلوم بود که دلتون برام تنگ شده/.

 

راستش قرار بود من دو ماه برم درس بخونم بلکه بتونم يه کارنامه آبرومند بگيرم و بعد

 

از يکسال دست به سر کردن خانواده يه خودي نشون بدم!ولي از اونجايي که بخت بد

 

هميشه با ما يار بوده و اين پيشوني بويي از بلندي نبرده اين ترم هم به کارنامه گند

 

زدم اساسي/.

 

آخه يکي نيست به من بگه دختر خوب تو که پر از هيچي هستي چرا ميري رشته

 

رياضي؟؟!!

 

حالا بي خيال اين حرفا خودتون چطوريد؟اين دوماهي که cpu   سوزوندم حسابي از

 

شرم راحت بوديد مگه نه؟!من که اوضام خيلي بهم ريخته است!تابستونم بايد بشينم

 

کنج اين خونه درس بخونم!! البته فکر نکنيد شهريوري شدماااااااااااااااااااااا! نه ديگه

 

اونقدرا اوضام خيط نيست!مي خوام حسابان سال سوم رو بخونم!(يکي بگه تو توي

 

مدرسه اش نمي خوني مي خواي تابستون بخوني؟)ولي خدايي الان دارم مي فهمم

 

که هيچي مثه درس بدرد آدم نمي خوره ! من اگه ترم اول نشسته بودم مثه آدم درس

 

مي خوندم الان اوضاعم اين طوري نبود!

 

راستي اينو هم بگم:پسرايي که تو پست قبل گرد و خاک الکي راه انداخته بودين تو

 

پست بعد حساب تک تکتونو مي رسم!